محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
827
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
مرد به حرب مسلمانان آمده بود . و خداى عزّ و جلّ مسلمانان را ظفر داد . و اندر اين سال وليد بن عبد الملك بفرمود تا مجذومان را از ميان مردم بيرون كردند ، و بر ايشان اجرا فرمود دادن و با خويشتن ببرد . و آن دو خليفه احرام گرفتند . چون به تنعيم رسيدند ، مكيّان گروهى از قريش پيش ايشان آمدند . و از ايشان ابن [ ابى ] مليكه بود . ايدون گفتند كه به مكّه آب كم شده بود و حجّاج همى ترسيدند كه از تشنگى هلاك شوند . عمر گفت : حاجت گاه پيدا است . بياييد تا دعا كنيم خداى را . و دعا كرد و ايشان با او دعا كردند و تضرّع نمودند و او با ياران به مكّه اندر شدند . و به مكّه اندر سيلى آمد بزرگ ، و چنان شد كه مكّيان بر خانهء خويش بترسيدند . و روز عرفه و روز عيد و ديگر روز باران آمد . و آن عبرتى بود كه مردمان را شگفت آمد . و آن سال به مكّه گياه رست بسيار و فراخى بود . و سال هشتاد و نه اندر آمد و مسلمة بن عبد الملك و عبّاس بن وليد به زمين روم اندر شدند و بپراگندند . و مسلمه سوريه بگشاد ، و آن نيز حصنى استوار بود . و عبّاس نيز از طرفى ديگر اذروليه بگشاد ، و جمعى يافت بزرگ از روميان ، با ايشان حرب كرد و همه را هزيمت كرد . و ايدون گويند كه اندر اين سال كه مسلمه بر معموريه شد و خلقى را يافت از روميان آنجا گرد آمده ، با ايشان حرب كرد [ و همه به هزيمت شدند ] و هرقله و قموديه بگشاد .